در این دوره عطر و طعم غذا برایم به گونهای دیگر بود، تازه متوجه شدم که من تا به حال فقط به این فکر میکردم که تا میتوانم بخورم، فکر میکردم تنها راه لذت بردن از غذا این است. در این مدت غذاها برایم شخصیت پیدا کرده و به آنها فکر میکنم، به جزء جزء غذا و تازه متوجه شدم چقدر غذای کم اما مناسب، دلچسب است.
خانم ف ب | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٩
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
تصور کنید به مهمانی دعوت شدهاید. میزبان شما، هنگام پذیرایی، به جای اینکه ظرف میوهای را برایتان بیاورد، دست شما را میگیرد و میبرد سر یخچال و به شما میگوید: "حالا از خودت پذیرایی کن." و همین کار را هنگام صرف شام یا ناهار نیز میکند، شما را میبرد سر اجاق گاز و میگوید: "حالا بخور."
چه حالی پیدا خواهید کرد؟ چه احساسی خواهید داشت؟
احساس حقارت توأم با عصبانیت شدید! حس میکنید به شما توهین شده و میزبانتان ارزش و احترامی برایتان قائل نیست.
حالا برمیگردیم به خانه خودتان.
دقت کنید! در خانه چطور از خودتان پذیرایی میکنید؟ درست به شیوه میزبانتان، مگر نه؟
شما با خوردن مستقیم از یخچال همانطور که ایستادهاید، یا خوردن از قابلمهی روی اجاق گاز، عملاً به خود توهین میکنید! شما این پیام را میدهید که آنقدر مهم نیستید، که از شما پذیرایی شود یا غذایتان آراسته و زیبا سر میز برایتان سرو شود.
وقتی مثل یک مهمان از خودتان پذیرایی میکنید، وقتی برای خودتان و شیوه تغذیهتان احترام قائلید، احساس ارزشمندی حاصل از آن به مراتب لذیذتر از غذایی است که میخورید!
روانشناس سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٩
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
با صحبت با مراجعان متعددی که در کلینیک کاهش وزن سیبیتا داشتم، متوجه شدم اکثر افرادی که به نوعی دچار انواع چاقیها هستند، کسانی هستند که دیگران را در اولویت قرار میدهند و خودشان همیشه، آخر لیست توجه قرار میگیرند!
این افراد معمولاً مادران و پدرانی بسیار مهربان، خواهران و برادرانی دلسوز هستند که برآورده کردن نیازهای اطرافیانشان، به مراتب برایشان مهمتر از برآورده کردن نیاز خودشان به عنوان یک انسان، یک مادر، یک پدر و... است!
آنها به عزیزانشان سرویس میدهند، برایشان وقت میگذارند، از برنامههای خود میگذرند تا بتوانند خواستههای آنها را برآورده کنند. آنها انسانهای بسیار مهربانی هستند ولی با دیگران نه با خودشان! و وقتی میخواهند از خودشان برای فداکاریهایشان تشکر کنند، یا احساس کنند که دیگران از آنها ممنون هستند! هنگامی که گرسنه نیستند؛ غذا، شیرینی، شکلات، بستنی یا هر چیز دیگری که بدنشان در آن لحظه واقعا به آن احتیاج ندارد، میخورند! خوردن تسلایی است برای تمام آنچه به خاطر دیگران از دست دادهاند!
شاید اولین چیزی که میتواند به این افراد برای لاغر شدن کمک کند، این است که با خودشان، به لحاظ عاطفی مهربان باشند!
مهربان بودن با خود در درجه اول به این معناست که شما هم مانند تمام عزیزانتان، خواستهها و امیال و نیازهایی دارید که باید برآورده شوند، و هیچ کسی بهتر از خود شما این نیازها و راه برآورده شدنشان را نمیداند. شما هم در طول روز نیاز دارید، زمانی را استراحت کنید، زمانی را به سکوت بگذرانید. نیاز دارید برای خودتان خرید کنید با دوستانتان تفریح کنید و... در کل از زندگی لذت ببرید.
مطمئناً وقتی این کار را کردید. وقتی خودتان را، خواسته هایتان و شادیتان را از انجام این امور در نظر گرفتید. دیگر نیازی به خوردنهای بیمورد برای مهربانی و لطف به خودتان ندارید. چون دیگر خلأیی در شما وجود ندارد که بخواهید، با خوردن آن را پر کنید.
پس بیائید به خواستههای خود هم مثل دیگران، احترام بگذارید.
خود را در اولویت قرار دهید و با خود مهربان باشید.
روانشناس سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٦
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
زنان فرانسوی جزو لاغرترین و متناسبترین زنان دنیا هستند. یکی از علتهایی که زنان فرانسوی چاق نمیشوند این است که به کیفیت غذا اهمیت میدهند نه کمیت آن. آنها چند نوع غذا را در ظروف مختلف با حجم کم تهیه میکنند و با لذت کامل دستپخت خود را میل میکنند. اما ما چطور؟ انگار هنوز کودک ماندهایم و سریع میخوریم که بگیم "دیدید من اولم" و نفهمیده و بدون هیچ احساس لذتی و بدون این که حس کنجکاویمان برای درک طعم غذا ارضا شود از سر سفره بلند میشویم.
برای همین هنوز گرسنهایم!
فریده محتشم | کارشناس تغذیه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٥
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
همه ما میدانیم؛ یکی از عواملی که باعث اضافه وزن میشود، ریزهخواری و ناخنکزدن است.
اگر یک ظرف آجیل روی میز دیدیم، دو سه تا مغز از آن را در دهانمان میگذاریم، بعد یک تکه از شکلات فرزندانمان را میخوریم. هنگام پخت غذا، قاشق قاشق غذا را میچشیم به بهانه اینکه چقدر نمک دارد، چه مزهای شده است!
هر وقت در یخچال را باز کردیم، یک تکه کوچک(در حد یک بند انگشت) از هر خوراکیای که در یخچال هست، بر میداریم و میخوریم و بعد یک جرعه شربت پرتقال و...
این کار تا شب ادامه دارد!
بعد وقتی وزن خود را در ترازو میبینیم، با تعجب به خود میگوئیم: "من که خیلی کم ناهار یا شام میخورم. غذای من از غذای فرزندم هم کمتر است، ولی نمیدونم چرا چاق میشم"!
واقعاً چه چیزی پشت این ناخنکزدنها وجود دارد؟
واقعیت این است که، اگر بخواهید تمام آن ریزهخواریها را -که وقتی جمع شوند از تمام وعدههای غذای شما بیشتر هستند- یکجا بخورید، خجالت میکشید! احساس گناه میکنید!
چون میدانید اینها شما را چاق میکنند، ولی وقتی این حجم خوراکی را با ناخنک زدن میخورید، در حقیقت خودتان را نامرئی فرض میکنید! علاوه بر این به ذهنتان این پیام را میدهید که، این خوراکی چون خیلی کوچک است، کالری ندارد. اصلاً این غذا نیست!
ولی آیا واقعاً شما نامرئی هستید؟ یا آن خوراکی غذا نیست؟
پس بیائید؛ چیزهایی را بخورید که، زمانی که مرئی هستید، از خوردن آن احساس گناه نمیکنید!
روانشناس سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٤
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
چند روز پیش آقای «ک» برای ارزیابی روز سومشان به کلینیک آمده بودند. چون اولین بار بود که میدیدمشان برای آشنایی بیشتر از ایشان خواستم در باره برنامهشان صحبت کنند. شروع کردند به تعریف تجربیات خوبشان در طی سه روزی که پشت سر گذاشته بودند. ایشان که دندانپزشک هستند در مطب خود اتاقی را برای غذا خوردن اختصاص داده بودند تا بدون هیچ مزاحمتی از غذا خوردن لذت ببرند. با توجه، کوچک کوچک خوردن، آرام آرام خوردن و مزمزه کردن. ایشان به آگاهانه خوردن در همان جلسه اول رسیده بودند و از رسیدن به این تجربه، درآسمانها پرواز میکردند. از این که چنین احساسی داشتند خوشحال بودند و اشک شوق در چشمانشان حلقه زده بود، چون به گفته خودشان این تجربه را یک جور راز و نیاز با خدا دیده بودند.
فریده محتشم | کارشناس تغذیه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱٢
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|

وقتی مراجع از در وارد شد احساس کردم موجی از ناراحتی اتاق را پر کرد. با بیرمقی وسایلشان را روی مبل کناری گذاشتند و روبروی من نشستند. در نگاهشان خستگی ناشی از یک کشمکش موج میزد، مثل این که از یک جنگ برگشته باشند.
پرسیدم: حالتون چطوره؟
به سنگینی جواب دادن: خوب نیستم!
ازشون خواستم “خوب نیستم" رو برام توضیح بدن.
گفتن: “امروز یکی از روزهاییست که از صبح حالم خوب نیست. یاد اون موقعها افتادم که لباسهای زیبایی میپوشیدم، یاد اون کاپشن سرمهای که هر وقت میپوشیدم حس میکردم زیباتر از همیشه به نظر میام… حالا هیچکدوم نیستن! حالا من ماندهام و این لباسهای گشاد که سه تا آدم معمولی توش جا میشن. از صبح یکی در درونم میگه چاقی دیگه جزئی از من شده و هیچ وقت لاغر نمیشم… میگه چقدر زشت شدهام… میگه دیگه همینه که هست! تو چاقی! لاغری خوبه ولی تو از عهدهاش برنمیآیی."
پرسیدم همیشه این احساس رو دارین؟
گفتن: “نه، یک روزایی بیشتر میشه. مثل یک حمله است. یکهو میاد ولی کل روز حال من رو میگیره. مدام باید بهش بگم به این یا اون دلیل اشتباه میکنه. باید باهاش کلنجار برم. بعضی مواقع سرش داد میزنم که ساکت باشه. ولی نمیشه و با من میمونه و من از پسش برنمیام."
احساسشونو درک میکردم. چقدر حس بدی میتونه باشه که یکی از درون خودت بهت بگه زشتی! خواستنی نیستی! و بدتر از اون از عهده تصمیمی که گرفتی برنمیآیی! نمیتونی! تو چاقی و همیشه چاق میمونی و نمیتونی به آرزوی لاغری برسی! من ایشان را درک میکردم ولی چون فردی را که در درون ایشان باعث این همه رنجش و آزردگی شده بود میشناختم متوجه شدم که عدم شناخت همین آدم درونشان موجب همه این آزردگیها شده، این خستگی را به بار آورده و ایشان را ناامید کرده است.
این فرد درون ما که هر از چند گاهی به ما حمله میکند و مولد احساس چاقی، زشتی، ناتوانی و بیکفایتی استاسم دارد و اسمش آدم چاق درون است. آدم چاق درون مثل هر کس دیگری وظایفی دارد! وظیفه او این است که شما را متقاعد کند ناتوان و زشتید! متقاعد کند از عهده چاقی خود برنمیآیید و هیچ وقت به اندام دلخواهتان نمیرسید! او عاشق خوراکی است و هیچ چیزی مثل پرخوریهای بیهوده برایش خوشایند نیست! مسلماً وقتی شما تصمیم میگیرید درست و به اندازه مناسب غذا بخورید او را از لذتهایش محروم میکنید. بنابراین او تمام تلاشش را میکند که شما را منصرف کند و از آنجایی که در درون شماست و شما را بهتر از هر کسی میشناسد، میداند چطور با شما صحبت کند که متقاعد شوید!
وقتی اینها را برای مراجعم توضیح دادم مثل این بود که دریچهای را به رویش باز کرده باشم که مناظر آشنایی را با رنگ و شکل جدید به او نشان میداد. ابروهایشان که به هم گره خورده بود باز شد. در چشمهایشان میدیدم خیلی از موقعیتهایی را که در دام آدم چاق درونشان گرفتار شده بودند را به یاد میآورند.
با اشتیاق پرسیدند: “چکار کنم که در دامش نیفتم؟ اون میدونه منو چطور به دام بندازه. من حالا شناختمش، ولی چکار کنم که گولم نزنه؟"
گفتم: “راه حل سادهای داره. همه ما فیلم سینمایی میبینیم. یک فیلم هر قدر هم زیبا و جذاب باشه باز فقط یک فیلمه! شما ممکن است آنچنان جذب فیلم شوید که در بعضی لحظات فکر کنید بازیگر نقش اول آن شمایید! ولی اگر تلفنتان زنگ بخورد یا کسی صدایتان بزند به زندگی عادی برمیگردید. شما مسلماً با شخصیتهای فیلم وارد بحث نمیشوید. کلنجار نمیروید. نمیخواهید آنها را متقاعد کنید. فقط آنها را مشاهده میکنید… شما از فیلمی که میبینید جدا هستید!
با آدم چاق درونتان مثل یک فیلم برخورد کنید. او هنرپیشهایست که نقشش را خوب بازی میکند، ولی از شما جداست. شما فقط دارید یک فیلم میبینید، همین! با او کلنجار نروید، برایش توضیح ندهید، حتی میتوانید صدایش را کم کنید که مزاحمتان نشود. او وقتی زمانش به پایان برسد مثل یک فیلم تمام میشود! حتی میتوانید خاموشش کنید.
آدم چاق درون شما مثل یک دوست مزاحم است که از همصحبتی با او لذت نمیبرید. چطور میشود از شر چنین دوستی خلاص شد؟ مسلماً “بیاعتنایی" بهترین راه دور کردن اوست.
وقتی با آدم چاق درونتان کلنجار نمیروید، وقتی فقط مشاهدهاش میکنید و بهش گوش نمیدهید، در اصل به او بیاعتنایی کردهاید و ممطمئن باشید کمکم او هم مثل همان دوست مزاحم از شما خداحافظی میکند! وقتی آدم چاق درونتان به شما حمله میکند خود را از او جدا کنید و به کارهای معمولتان بپردازید. او کلی حرف میزند و میرود و شما حتی رفتنش را هم متوجه نمیشوید!
روانشناس سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/٧
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
چاقی در ۱۳ سالگی پیشگویی کننده قوی چاقی در بزرگسالی است. بنابراین مطلوبترین زمان برای پیشگیری از اضافهوزن کودکی که به چاقی در دوران بزرگسالی میانجامد فاصله هفت تا دوازده سالگی است. اما متاسفانه در جامعه، این دوره سنی همراه با داشتن پول توجیبی و خرید خوراکیهای ناسالم از بوفههای مدارس و بازیهای کامپیوتری و چاقتر شدن آنهاست.
از طرفی تبدیل چاقی نوجوانی به چاقی بزرگسالی در دختران سه برابر بیشتر از پسران است. پس دختران عزیز سرزمین من در زمان بلوغتان به وزنتان هم توجه کنید. شما شایسته اندامی زیبا هستید.
فریده محتشم | کارشناس تغذیه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/٥
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
یکی از مراجعین ما نوجوان پانزده سالهای است که مثل تمام نوجوانها به ظاهر و زیبایی خودش بسیار توجه دارد و چون بیش از ۲۰ کیلو اضافهوزن دارد از این قضیه بسیار رنج میبرد. وقتی با هم صحبت میکردیم با همان معصومیتی که در چشمهایش بود گفت میداند که اگر شکلات نخورد وزن کم میکند ولی اصلاً نمیتواند چلوی خودش را بگیرد. وقتی شکلات میبیند آب دهانش راه میافتد، بیاختیار به طرف آن میرود ، سریع پوستش را جدا میکند، در دهان میگذارد و میبلعد!
به او گفتم در سیبیتا همهچیز میتواند بخورد حتی شکلات! ولی باید واقعاً از خوردنش لذت ببرد. اینطوری شکلات میتوند لاغرش کند نه این که باعث افزایش وزنش شود.
با تعجب مرا نگاه میکرد. برایش توضیح دادم که یک تکه کوچک شکلات وقتی با توجه و تمرکز مکیده شود، گرمایش در دهان احساس شود و بعد خورده شود میتواند لذت بهمراتب بیشتری از خوردن یک تخته بزرگ شکلات به ما بدهد!
وقتی چطور خوردن شکلات را برایش توضیح دادم خیلی خوشحال شد، چون الآن میتوانست هم خوراکی مورد علاقهاش را بخورد و هم لاغر شود.
روانشناس سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸۸/۱٢/۱
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|













