۱. وزن شما چقدر است؟ هفتاد، هشتاد یا نود کیلو؟
وزن یک نفر هر قدر که باشد نتیجه مجموعهای از عوامل مختلف است. وقتی روی ترازو میروید برآیند این عوامل مختلف را به صورت یک عدد میبینید مثل معدلی که در کارنامه شاگرد درج میشود. اگر شما فقط معدل یک شاگرد را بدانید آیا میتوانید درباره وضعیت ریاضی، علوم یا فارسی او اظهار نظر کنید؟ به همین ترتیب صرفا با دانستن وزن یک نفر نمیتوان در باره علل و عوامل تشکیلدهنده وزن او اظهار نظر کرد. اگر بخواهیم عدد وزن شما را آنالیز کنیم و بفهمیم چرا مثلا هشتاد کیلو هستید و هفتاد یا نود کیلو نیستید باید یک معادله چندین و چند مجهولی را حل کنیم چون پای عوامل تاثیرگذار متعددی در میان است. بگذارید توضیح دهم. حتما میدانید تحرک شما بر وزنتان اثر دارد یا عادتهای غذایی و رابطه شما با غذا، ولی آیا میدانید رابطه شما با خودتان و دیگران هم بر وزنتان تاثیر دارد؟ آیا میدانید توانایی شما در حل مسائل زندگی هم یک عامل تعیین کنندۀ وزن به حساب میآید؟ میدانید ساختارهای ذهنی و چارچوبهای فکری شما هم از اهمیت بسیاری در موضوع وزن برخوردارند؟ یا میزان استرسی که در زندگی تجربه میکنید و تواناییتان در مدیریت این استرس؟ حتی میزان آبی که میخورید؟ یا میزان خوابی که دارید؟ میبینید که موضوع اصلا ساده نیست و ما با یک قضیه پیچیده و چند بعدی سر و کار داریم.
۲. هیچ فکر کردهاید عددی که ترازو نشان میدهد واقعا چقدر اعتبار دارد؟ واقعیت این است که ترازو یک ابزار بسیار ابتدایی است. ترازو به راحتی گول میخورد. مثلا با کم و زیاد شدن لباستان عددی که نشان میدهد فرق میکند. ترازو دمدمیمزاج است. با آب و غذایی که خوردهاید و تحرکی که داشتهاید، حتی بسته به اینکه چه ساعتی از روز یا چه روزی از ماه روی آن بروید نظرش عوض میشود. از همه مهمتر اینکه ترازو وزن آگاهیها، عادتها و انتخابهای شما را تشخیص نمیدهد، یعنی فقط وزن ظاهری شما را نشان میدهد. بله درست است وزن هم مثل خیلی چیزهای دیگر دو نوع است: ظاهری و واقعی. وزن ظاهری شما وزنیست که ترازو نشان میدهد. اما وزن واقعی شما وزنیست که به طور طبیعی با عادتها و آگاهیها و سبک زندگی فعلی باید در آن قرار داشته باشید. به لحاظ تئوریک باید بتوان با شناخت دقیق ساختارهای جسمی، ذهنی و روانی یک نفر وزن واقعی او را محاسبه کرد. شاید واقعا ترازوهای آینده بتوانند وزن واقعی افراد را هم در کنار وزن ظاهریشان تعیین کنند. شاید ترازوهای آینده با عبور دادن نامحسوس یک باریکه پوزیترونی از مرکز عادتها و آگاهیها در مغز شما بتوانند با یک آنالیز فوق سریع، عدد واقعی وزنتان را بگویند.
تا آن روز باید مراقب باشیم گول ترازوهای فعلی را نخوریم و فرق وزن ظاهری و وزن واقعی را بدانیم. اگر شما مدام در حال رژیم گرفتن و قرص خوردن و کارهای جورواجور دیگر برای کم کردن وزنتان نباشید وزن ظاهری شما میتواند با وزن واقعیتان یکی باشد. اما در جامعهای که اغلب مردمش در حال رژیم گرفتنند، معمولا عددی که ترازو نشان میدهد با وزن واقعی فرد متفاوت است. فرض کنید چند وقت دیگر عروسی خواهرتان است و شما تصمیم گرفتهاید هر طور شده لاغر شوید. دست به یک اقدام متهورانه میزنید و شروع میکنید چند روز فقط آب و سبزیجات میخورید. طبعا وزنتان پایین میآید. ولی آیا این وزن جدید، وزن واقعی شماست؟ آیا شما با تغییر ذهنیتها و رفتارهای چاقکننده، شایستگی این وزن جدید را پیدا کردهاید؟ یا فقط ظاهرسازی کردهاید؟ آیا شما در این وزن خواهید ماند؟ بالا و پایین رفتنهای کاذب وزن معمولا ماندگار نیستند. شاید شنیده باشید که رابرت دونیرو برای بازی در فیلم گاو خشمگین که به خاطرش اسکار هم گرفت، بیست و پنج کیلو وزن اضافه کرد. ولی این یک افزایش وزن کاذب بود. وزن واقعی او همان وزن قبلیش بود و عجیب نیست که بعد هم به آن برگشت. نمونه کسانی که به شکل کاذب وزن کم میکنند و بعد دوباره چاق میشوند هم بیشمار است. شاید خود شما هم از همین دسته باشید.
کسی که به این شکل وزن کم میکند مثل کسی است که دارد نقش بازی میکند. نقشی متفاوت از خود اصلی و واقعیش. و این نقش بازی کردن معمولاً دوامی ندارد.
۳. اگر بخواهید وزنتان تغییر کند باید تک تک ابعاد و عواملی که در وزن فعلیتان دخیلند شناسایی و تصحیح شوند. هیچ راه دیگری ندارد. البته میتوانید با قرص یا رژیم هم وزن کم کنید ولی به محض اینکه قرص یا رژیمتان را کنار بگذارید وزنتان برمیگردد. مثل این میماند که عقربه قطبنما را بگیرید و با فشار دستتان جهتش را عوض کنید، البته عقربه جابجا میشود ولی به محض اینکه آن را رها کنید به جهت اولش برمیگردد، چون از اول هم بیدلیل در آن جهت قرار نگرفته بود. همین موضوع در باره وزن شما هم صادق است. شما اگر هفتاد کیلو هستید بیدلیل نیست. اگر هشتاد کیلو هم هستید باز بیدلیل نیست.
ما در سیبیتا همیشه از خودمان میپرسیم چرا این شخصِ بهخصوص این وزنِ بهخصوص را دارد و با پرسشنامههای متنوعی که تک تک عوامل موثر را میسنجند کارنامه وزنی هر مراجع را به تفصیل تهیه میکنیم. بعد با شناختی که پیدا کردهایم به خوبی میدانیم که برای هر مراجع از کجا شروع کنیم و چگونه پیش برویم.
نکته اینجاست که اگر میخواهید وزن کم کنید باید حقیقتاً وزن کم کنید، یعنی وزن واقعیتان را کم کنید نه وزن ظاهریتان را و برای تغییر وزن واقعیتان هیچ راهی جز آنالیز دقیق ذهنی و رفتاری شما و برنامهریزی تخصصی برای تصحیح آن نیست.
۴. حالا به من بگویید وزن شما چقدر است؟ دارید به وزن ظاهری و وزن واقعی فکر میکنید؟ اگر اینطور باشد من به هدفی که از نوشتن این مطلب داشتم رسیدهام.
دکتر فرید ذاکر | مدیر و طراح برنامه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/٢٦
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
الآن دو ماهه که در یخچال خونه ما سالاد هست. چون شنبه به شنبه دو ظرف بزرگ دردار سالاد که شامل (ردیف اول کاهو، ردیف دوم کلم ریز شده سفید، ردیف سوم کلم ریز شده قرمز، ردیف چهارم هویج رنده شده و ردیف پنجم کاهو سالادی) درست میکنم و توی این هفت روز تموم میشه. گوجه فرنگی، کلم بروکلی و گل کلم رو بعداً موقع خوردن با سس سالاد که معمولاً کمی ماست و فلفل قرمز و آبلیمو و روغن زیتون است بهش اضافه میکنم.
دیگه اگه غذا نباشه مهم نیست ولی این دو کاسۀ بزرگ باید حتما باشه وگرنه انگار هیچی واسۀ خوردن نداریم.
خانم ی ص | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱٦
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
آبی که توی کیفم بود تموم شده بود. به سلف دانشگاه رفتم تا نهار بخورم. سالادم را که از کیفم درآوردم یادم افتاد آب قبل از سالاد را نخوردهام. اول گفتم بیخیال یک ساعت پیش آب خوردم دیگه، ولی وقتی آمدم شروع به خوردن سالادم کنم چنگالم را پایین گذاشتم و کیف پولم را برداشتم رفتم پایین و از بوفه یک بطری آب معدنی خریدم و بعد با احساس رضایت بیشتری آب، سالاد و غذایم را خوردم و لذت بردم.
خانم ر ر | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱٢
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
شیرینی دانمارکی خیلی دوست دارم. دفعه پیش که برای خریدن شیرینی دانمارکی به قنادی رفتم نیم کیلو خریدم و به محض این که بیرون آمدم پنج تاش را خوردم. الآن اصلاً مزهاش هم یادم نیست ولی بعد از یک هفته که دوباره هوس شیرینی دانمارکی کردم رفتم قنادی و باز هم نیم کیلو خریدم ولی این بار دو تا خوردم و مزهاش هنوز هم زیر زبانم هست.
این برایم تجربه شد تا مثل یه جاروبرقی فقط غذا را برای خوردن نخورم. من غذا میخورم چون غذا خوردن یکی از بهترین لذتهای دنیاست، پس تا میتوانم لذت میبرم.
خانم ر ر | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱٢
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
وقتی بین دو تا کلاسم مجبور بودم بدو بدو از این دانشکده به اون یکی برم، موقع میانوعدهام بود پس سریع سیبم را درآوردم و شروع به خوردن کردم ولی فقط حواسم به این بود که سریع برسم به کلاس بعدیام. بعد از شروع کلاس بعدی احساس گرسنگی میکردم با این که من بارها برای میانوعده سیب خورده بودم و کلی هم لذت برده بودم ولی چون این بار اصلاً حواسم به چیزی که میخوردم نبود بدنم فکر میکرد که هیچی بهش ندادهام!
از آن به بعد سعی کردم دیگه هیچوقت با عجله و بیتمرکز مخصوصا موقع راه رفتن عجلهای چیزی نخورم.
خانم ر ر | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱٢
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
"مراسم بسیار رسمی صرف چای در آئین ذِن به طور سنتی در کلبهای کاهگلی در باغ میزبان برگزار میشود. جدایی محل کمک میکند تا حضار از مسائل دنیویشان فاصله بگیرند و روی ظرایف چای آوردن و چای نوشیدن تمرکز کنند."
آیا تا کنون به این فکر کردهایم که زمان غذا خوردن میتواند زمانی برای یافتن آرامش درونی باشد؟ به غذای درون بشقابتان نگاه کنید، به مواد غذایی که در آن وجود دارد، به این که این غذای من چه مسیری را طی کرده است تا به اینجا رسیده است و آیا من که در حال خوردن آن هستم قدر مسیر طی شده آن را میدانم؟
شاید در این عصری که مبنایش بر پایه سرعت است لازم باشد زمانی را صرف حضور در کلبه کاهگلی باغ ذهنمان کنیم و با آرامش هر چه بیشتر روی نحوه غذا خوردنمان و درک غذایی که میخوریم تمرکز کنیم، به این فکر کنیم که زمان غذا خوردن زمانی است که میتوانیم از همه چیز فاصله بگیریم و با مزمزه کردن هر لقمه غذایمان با آن یکی شویم و آرامش را درک کنیم.
کارشناس تغذیه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۳
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
یک ضرب المثل زیمبابوهای میگوید: "اگر میتوانی راه بروی پس میتوانی برقصی، اگر میتوانی حرف بزنی پس میتوانی آواز بخوانی!"
آیا به این موضوع فکر کردهایم که از تواناییهایمان توانایی دیگری خلق کنیم؟ این کار چند مزیت دارد، یک این که تواناییهای خودمان را بیشتر میشناسیم، دوم این که شروع به پرورش آنها میکنیم، سوم این که اعتماد به نفسمان زیادتر میشود و چهارم این که جمله فوقالعاده من میتوانم را روزی چند بار تکرار میکنیم! به طور مثال:
من میتوانم فکر کنم پس میتوانم به چیزهای خوب بیشتر فکر کنم!
من میتوانم آشپزی کنم پس میتوانم در انتخاب شیوه طبخ غذا نیز بهترین گزینه را انتخاب کنم!
من میتوانم خانهمان را تزئین کنم پس میتوانم بدنم را نیز با خوردن میوهجات و سبزیجات رنگارنگ زیبایی بخشم!
من میتوانم تصور کنم پس میتوانم خودم را در شکل دلخواهم تصور کنم!
من میتوانم بنوشم پس میتوانم آب را بیشتر بنوشم!
من میتوانم بنویسم پس میتوانم یادداشتهای روزانه در مسیر سلامتیام را هم بنویسم!
من میتوانم قاشقم را دستم بگیرم پس میتوانم پس از هر بار غذا را در دهان گذاشتن، آن را در بشقاب بگذارم!
من میتوانم در رانندگی سرعت ماشینم را تحت کنترل خودم درآورم پس میتوانم روی سرعت خوردنم هم کنترل داشته باشم!
کارشناس تغذیه سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۳
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
مزهمزه کردن هویج توی دهن خیلی احساس خوبی داره. شاید باورتون نشه ولی هویج خیلی شیرینه، مثل قند. اگه خوب بجوید طعم واقعی اون رو احساس میکنید.
خانم م ف | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
گاهی بوی یک شاخه کرفس میتواند همه غمهای دلم را بزداید.
خانم گ ب | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|
برای استفاده بیشتر از سبزیجات دست به ابتکار زدم. اسفناج را با برنج دم کردم و مزه بسیار جالبی داشت. غذایی تازه و نو به وجود آمد.
خانم الف خ | از مراجعین سیبیتا | www.sibita.com
نظر شما در باره این مطلب چیست؟ بنویسید!
۱۳۸٩/۱٢/۱
صفحۀ اختصاصی این مطلب
|
|
|
|
|
|













