وبلاگ سیبیتا

امروز چقدر خوشحال شدم از صحبت با یکی از مراجعین که روز اول دیدارمان، تمام جلسه به گریه ایشان گذشته بود.
بعد از چند جلسه مشاوره با ایشان، الان وقتی که با هم صحبت می‌کنیم، جز موج مثبت و شادی از ایشان چیزی نمی‌شنوم و نمی‌بینم .
ایشان گفتند: دیدشان نسبت به زندگی عوض شده. انگار دوباره متولد شده‌اند، مثل این که در حال رشد کردن هستند. نامه‌های روزانه برایشان لذت‌بخش شده و آنها را جور دیگری می‌بینند.
ایشان که معلم هستند، هر روز نامه روزانه خودشان را به مدرسه می‌برند و برای شاگردانشان می‌خوانند و به بچه‌ها می‌گویند: “اینها چیزهایی است که من اکنون یاد گرفته‌ام، شما از این سن یاد بگیرید تا زودتر از من رشد کنید!"

(روانشناس سیبیتا)

اولین مراجع امروز صبح آقای ع بودند. مثل همیشه سروقت و مرتب آمده بودند و یک و نیم کیلو کاهش وزن داشتند، اما ناراضی بودند و احساس می‌کردند باید بیشتر از اینها باشد.
مرتب می‌گفتند من یک برنامه شش ماهه بستم که هر ماه پنج کیلو وزن کم کنم و الان از این برنامه عقب هستم.
البته نکته جالب و بسیار قشنگ صحبت‌هاشون این بود که مرتباً تاکید می‌کردند: می‌دانم هیچ کس مقصر نیست و من خودم مسئول کارهایم هستم.
وقتی ایشان این صحبت‌ها را می‌کردند در دل احساس غرور خوبی نسبت به سیبیتا داشتم و جداً و عمیقاً این همه آگاهی را تحسین میکردم، خوشحال بودم که دوستان خوب ما تا این درجات عالی در درون‌نگری و بهتر زیستن پیش رفته‌اند.
وقتی خوب تمام صحبت‌ها، گلایه‌ها و قدردانی‌ها تمام شد، سکوتم را شکستم و ابتدا تمام نقاط مثبت و عالی و آگاهانه صحبت‌هاشان را تحسین کردم، سپس گفتم:
آقای ع عزیز، آیا شما از بدنتان پرسیده‌اید که مایل است هر ماه پنج کیلو کم کند یا خیر؟
ایشان کلی متعجب شدند، توضیح دادم بدن ما هم شعور و شخصیت دارد و باید طبق میل و سلامت آن وزن کم کنیم، ضمن این که طبق تجربه‌های خودتان، هر بار کاهش وزن سریعی داشته‌اید خیلی سریع برگشته است.
آیا مایلید چند ماه دیگر دوباره برای لاغری به ما یا دیگران مراجعه کنید؟
ایشان بعد از کمی فکر گفتند: نه… می‌خواهم لذت ببرم، لاغر شوم و لاغر بمانم.
گفتم: پس لطفاً صبور باشید، هر آنچه به راحتی به دست می‌آید، به راحتی هم از دست می‌رود.
هر هدف مهمی بهایی دارد، بهای کاهش وزن را بپردازید، صبوری کنید و لذت ببرید!

(روانشناس سیبیتا)

آقای ف یکی از مراجعان ما هستند که دو ماه پیش برای لاغر شدن به کلینیک ما آمدند. آن روز ایشان بسیار ناراحت بودند.
وقتی مشاوره روان‌شناسی با ایشان انجام شد، خواستند آنچه را که گفتم به صورت تیتروار برایشان روی کاغذ بنویسم که همیشه همراه داشته باشند. سه روز بعد که برای پشتیبانی تماس گرفتم، از هیجانی که در صدای ایشان بود شوکه شدم! اصلاً باورم نمی‌شد ایشان همان فرد سه روز پیش باشه!…
با موفقیت در طول اولین دوره‌شان دو و نیم کیلو وزن کم کردند و روند کاهش وزنشان خیلی خوب و سالم پیش میرود.
ایشان بعد از هر جلسه مشاوره، با دقت و کامل به توصیه‌ها عمل می‌کنند. در همین جلسه اخیر، ایشان تقاضا کردند که جلسات مشاوره‌شان هر هفته باشد. وقتی دلیل را پرسیدم گفتند: هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که که مطالب روان‌شناسی و آموزش‌ها، اینقدر برایشان کاربرد داشته باشد، از همان جلسه اول، مثل این که کسی ایشان را از خواب بیدار کرده باشد، روز جدیدی را شروع کردند و دریچه‌ای به رویشان باز شده است که از زندگی تصاویر دیگری را نشانشان می‌دهد، کیفیت زندگیشان تغییر کرده و در کنار کاهش وزنشان، روابطشان با خانواده و همکاران در مسیر بسیار خوبی افتاده است. احساس می‌کنند، اینجا موقعیتی را برایشان فراهم کرده که می‌توانند هم مشکل اضافه وزن و هم عادات نادرستشان را، به طور ریشه‌ای حل کنند.
خیلی خوشحال شدم ، آقای ف واقعاً شخص دیگری شده است. این را همه افراد کلینیک متوجه شده‌اند. همه ما وقتی ایشان را می‌بینیم خوشحال می‌شویم و پشتیبانی ایشان برای من و همکارانم بسیار لذت بخش است.

(روانشناس سیبیتا)

امروز خانم ر که آمدن خیلی خوشحال بودند از نامه‌های روزانه، چون به ایشون یاد داده بود اولویت را خودش قرار بده و محبت و مهربانی را بی‌منت انجام بده.
ایشون قبلاً تمام زندگی‌شان شده بود نگرانی برای فرزند، همسر، خانواده و…
همیشه عادت کرده بودند به درگیر بودن ذهنشان ولی با آموزش‌های گرفته و خواندن نامه‌ها، حالا فهمیده‌اند که باید اولویت را به خود بدهند.
بنابراین حالا در سن ۴۰ سالگی، با داشتن خانه و زندگی و همسر، تصمیم به شرکت در دوره‌های پیام نور گرفته‌اند. آن هم رشته حقوق!
هرچند که مادرشان تو ذوقشان زده بودند ولی همسرشان خوشحال شده بودند که خانم ر اراده‌ای از خودشان نشان داده‌اند.
خوشحالم.
خوشحالم که سیبیتا باعث شده افراد به خود فکر کنند، به خواسته‌هایشان، به آرزوهایی که داشته‌اند و در زندگی و مرور زمان فراموش شده بود.


فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)

یکی از مراجعان دارای اضافه‌وزن زیادی هستند.
ایشان سابقه طولانی در گرفتن رژیم‌هایی دارند که تنها نتیجه‌ای که در بر داشته برگشت وزن کم کرده‌شان با اضافه‌وزن بیشتر بوده است. همیشه در مدت زمان کمی، وزن زیادی را از دست داده‌اند و در مدتی کمتر از آن، نه تنها وزنشان برگشته، که همراه خود وزن بیشتری را هم آورده است!
وقتی اصول سیبیتا را برایشان توضیح دادم و این مساله مطرح شد که به طور سالم و اصولی دو تا چهار کیلو در ماه وزن کم می‌کنند، منطق برنامه را پذیرفتند و ما را ترک کردند، چند روز بعد طی پشتیبانی تلفنی روان‌شناسی که با هم داشتیم، ایشان این نکته را مطرح کردند که با وجود پذیرش منطق دوتا چهار کیلو سالم وزن کم کردن، حس می‌کنند که این همه اضافه‌وزن، مدت زمان زیادی برای برطرف شدن لازم دارد و وقتی تصور می‌کنند که چندین ماه طول می‌کشد تا به وزن ایده‌آل برسند، بی‌انگیزه می‌شوند و از طولانی بودن و زمان زیاد، احساس دلسردی می‌کنند! من به ایشان حق می‌دادم! احساس نگرانی ایشان و احساس خستگی کردن در راهی که تازه یک هفته است وارد آن شده‌اند، با چنین دیدگاهی طبیعی بود…
حال تصور کنید قصد مسافرت با دوستانتان را دارید، مقصد شما جایی است که از شما فاصله زیادی دارد ولی ضروری و لازم است که به آنجا بروید!…
یکی از دوستانتان از زمانی که وارد جاده می‌شوید، به مناظر اطراف توجه می‌کند، پیچ و خم جاده برایش جالب است، به کوهها، دشتها، آب و هوا، شهرهای بین راه توجه دارد.
از موسیقی لذت می‌برد، با شما صحبت می‌کند و غذاهایی که دوست دارد را می‌خورد.
دیگری، از همان ابتدا مدام می‌گوید: پس کی می‌رسیم؟! چرا مقصد اینقدر دور است؟! در طول راه مدام اخم می‌کند و گلایه می‌کند. این دوستتان یک دوربین دارد، مدام با آن جاده را نگاه می‌کند و می‌گوید: هنوز خیلی مانده برسیم!
به نظر شما کدام یک از همراهان شما از این سفر بیشتر لذت برده است؟ کدام یک وقتی به مقصد می‌رسد، شادابتر و راضی‌تر بوده است؟
مقصد شما و راهی که باید طی کنید مشخص است. زمانی که باید به مقصد برسید، بسته به رانندگی شما، کمی زودتر یا کمی دیرتر است ولی به هرحال خواهید رسید!
لاغر شدن ، مثل مسافرت کردن در یک جاده است! لازم است شما به مقصد برسید! این چیزیست که واقعا آن را می‌خواهید. این سفر جزو آرزوهای شماست!
حال می‌خواهید چطور به این مسافرت بروید؟ از آن لذت ببرید، بهره ببرید و وقتی به مقصد رسیدید، آنقدر جالب بوده باشد که متوجه زمان و مسافت نشده باشید و این سفر به یکی از خاطرات شیرین شما تبدیل شود، یا با تجسم مداوم طول راه با غر زدن و… احساس خستگی و ناتوانی کنید؟
لاغر شدن سالم ، می‌تواند برنامه‌ای بسیار لذت‌بخش و مفرح باشد، زمانی که شما، از هر کاهش وزنی در هر جلسه لذت ببرید، زندگی کنید، تغییر کنید و نگران نباشید.
شما قطعاً به مقصد خواهید رسید، فقط از مسافرت خود لذت ببرید!

(روانشناس سیبیتا)

امروز خیلی خوشحالم، الان با خانم م صحبت کردم. باورم نمیشه چی شنیدم: “می‌خوام سه چهار روز تنهایی برم سفر!"
سفر! تنها! اونم خانم م که اونقدر واسه همسر و فرزنداشون وقت می‌گذاشتن و انرژی که اکثر جلسات رو به سختی می‌اومدن، چون یا باید می‌رفتن جلسه مدرسه دخترشون ، یا ماشینو می‌بردن تعمیرگاه و یا لوله مشکل‌دار منزلو تعمیر می‌کردن!
بهم گفتن: دیروز به پسرم گفتم خودت اتاقتو تمیز کن، من نمی‌کنم!
وای خدای من یه انرژی مثبت دیگه، یه اتفاق خوب دیگه، یه پیام مثبت دیگه.
از تک تک جملاتشون داشتم این پیامو می‌شنیدم “من خودمو دوست دارم"
خیلی خوشحال بودم ،اونقدر که فکر کنم هیجان و شادیم بیشتر از خانم م بود و باعث تعجب ایشون شد.
وقتی تلفنو قطع کردم با لذت یه لیوان آب خوردم و یه نفس عمیق کشیدم.
تو دلم گفتم: “ممنون سیبیتا"

(روانشناس سیبیتا)

امروز خانم ص مطلب جالبی رو برام تعریف کردند. می‌گفتند که:
در شروع برنامه تمام افراد فامیل مسخره‌ام می‌کردند که تا حالا کی رو دیدی که اینجوری بتونه لاغر بشه، سر کار گذاشتی خودتو! اما حالا که در مدت ۲ ماه ۷ کیلو لاغر شدم اول همه مادر شوهرم اومده و ازم راز موفقیتم رو پرسیده… منم هرچی بلد بودم یادشون دادم…

(پشتیبان سیبیتا)

امروز که خانم پ اومده بود برای من از اتفاقاتی گفت که توی این دو هفته براش افتاده، از مهمونی‌هایی که رفته و آخر سر رسید به سیبیتا.
گفت سیبیتا شده تمام ذهن و روح من، تمام فکر و ذکر من.
با تعجب پرسیدم یعنی چی؟
جواب داد: یعنی وقتی به من می‌گید مزه غذا رو بفهمم، ناهار من می‌شه چهل دقیقه.
گفتم : واقعاً؟
با افتخار گفت: بله، مثلا من دیگه فرق کلم سفید و کلم قرمز را از هم تشخیص می‌دم؛ در حالی که قبلاً برام مهم نبود.
وقتی به حس و حالم نگاه می‌کنم و به نشاطی که سیبیتا به من داده، احساس خیلی خوبی پیدا می‌کنم، تازه تمام اینها رو به خانواده‌ام هم آموزش می‌دم.

فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)

خانم م یکی از مراجعه کننده‌های قدیمی ماست که خانمی میانه سال، مهربان و خوش برخورد است. هر دفعه که می‌آیند کلینیک شادی را با خودشان می‌آرن. با انگیزه بالایی که دارن واقعاً ما رو هم شارژ میکنن.
چون با ایشون کمی صمیمی هستم ازشون پرسیدم خانم م با توجه به این که شما تا حالا بیشتر از بیست جلسه اومدین در مورد هزینه‌ها واقعاً نگران نبودین؟
گفتند: واقعیتش چرا که نه! من با هزار سختی این هزینه رو می‌پردازم.
باورم نمی‌شد چون همیشه فکر می‌کردم مرفه باشند.
گفتم : چطور؟
گفتند: همسرم با هزینه مشکل داشتند و همون دفعه اول گفتند نه، من هم که مشاوره‌ها را کامل دیده بودم و قانع شده بودم که این برنامه همونی هست که من می‌خوام پس با جدیت گفتم که من می‌خوام برم. ولی ایشان حاضر به قبول نبودند و هزینه را زیاد می‌دانستند.
من هم بغضم ترکید و شروع به بحث کردم که تو همه هزینه‌ها را به هزینه‌های من اولویت می‌دهی، هزینه فامیلت، هزینه بچه‌ها و حتی هزینه ماشینت.
تو ماهی یک بار ماشینتو برای سرویس می‌بری، هزار جور خرجش می‌کنی ولی برای من هر وقت صلاح بدونی خرج می‌کنی و به خواسته‌های خودم توجه نداری. می‌گفتم و گریه می‌کردم.
اون هم می‌گفت من هزینه برای اینها می‌کنم چون لازمه ولی برای تو لازم نیست.
من دیگه طاقت نیاوردم و چادر سرم کردم و زدم بیرون.
نمی‌دونستم کجا باید برم فقط می‌دونستم که خونه پدر و مادرم نمی‌رم.
رفتم با گریه تا سر خیابون رسیدم. فقط لب جو نشستم و زدم زیر گریه. تمام رنج‌هایی که توی این زندگی کشیده بودم رو جلوی چشمام آوردم. باورم نمی‌شد که هیچ سهمی از این زندگی ندارم.
تو حال خودم بودم که دیدم شوهرم بالای سرم ایستاده و می‌گه پاشو بریم خونه.
گفتم : نه.
گفت : بگو چی می‌خوای؟
گفتم: یک مقرری ماهیانه که مال خودم باشه و ازم نپرسی باهاش چی کار می‌کنی تا هرکاری دلم خواست بکنم.
فکر کرد و گفت: باشه.


***

سیبیتا ازت متشکرم به خاطر این که به من فهموندی چقدر مهم هستم و شخصیتم رو بهم برگردوندی.

فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)


پنجاه درصد زنان دارای اضافه‌وزن، افزایش وزن بیشتر از مقادیر توصیه شده در طی بارداری دارند.
وقتی این مطلب را خوندم، اول فکر کردم پنج درصد است دوباره دقیق شدم دیدم نه بابا! واقعاً هیچ وقت اینطور فکر نمی‌کردم، یعنی اینقدر بالا نمی‌دونستم.
ادامه مطلب رو خوندم.
خطر دیابت بارداری، پرفشاری خون ناشی از بارداری و سزارین در زنان چاق بیشتر است. چاقی و اضافه‌وزن زنان حامله باعث افزایش احتمال سقط جنین می‌شود. خطر تولد نارس کودک و نوزادانی با مشکلات قلبی و عصبی در زنان دارای اضافه‌وزن و چاق بیشتر است.
پیشتر فکر می‌کردم چاقی مادر فقط باعث اضافه وزن نوزاد می‌شود. اما این مطلب نشان می‌داد حتی با مصرف اسید فولیک، احتمال مشکلات عصبی در نوزادان زنان چاق دو برابر بیشتر از زنان با وزن نرمال است.

فریده محتشم (کارشناس تغذیه سیبیتا)